على ربانى گلپايگانى

139

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )

و اما جزء خارجى : كه ماده و صورت است ( براى وجود نيست ) ؛ زيرا ماده و صورت همان جنس و فصل هستند « 1 » كه مأخوذ و ملحوظ به شرط لا مىباشند ، پس انتفاء جنس و فصل موجب انتفاء ماده و صورت مىباشد . و اما جزء مقدارى ( براى وجود نيست ) ؛ زيرا كه مقدار از عوارض جسم است و جسم مركب از ماده و صورت است « 2 » و چون براى وجود ماده و صورت نيست ، پس جسميت هم براى ( حقيقت ) وجود نيست و چون جسميت براى وجود نيست ، پس داراى مقدار هم نيست . و از آنچه گذشت ، ظاهر مىگردد كه وجود ، نوع هم نيست زيرا تحصل نوع به تشخص فردى است و حال آنكه وجود به نفس ذات خود متحصل است . شرح مطالب : احكامى كه در فصلهاى قبل دربارهء وجود بيان گرديد ، همگى احكام ايجابى بودند ، كه برخى مربوط به مفهوم وجود بود مانند فصلهاى : ( 1 ) ، ( 2 ) و ( 3 ) ، و برخى دربارهء واقعيت عينى وجود بود مانند فصلهاى : ( 4 ) و ( 5 ) و فصل ششم از يك جهت ناظر به واقعيت عينى وجود بود ( ملاك اوّل و دوّم تخصص وجود ) و از جهت ديگر ناظر به مفهوم ذهنى وجود ( ملاك سوّم تخصص وجود ) . اينك در اين فصل برخى از احكام سلبى وجود مورد بحث قرار مىگيرد و آنچه در متن آمده است پنج حكم سلبى است و همگى مربوط به وجود عينى و خارجى مىباشند نه مفهوم آن . 1 - وجود ، غير ندارد .

--> ( 1 ) در اين‌باره در مرحله پنجم ، فصل ( 4 ) به تفصيل بحث خواهد شد . ( 2 ) در اين‌باره در مرحلهء ششم فصل ( 4 ) بحث خواهد شد .